یکی بیاد منو نجات بده.......
من یک موشم
قبول این حقیقت تلخ واسه من چندان کار سختی نبود.......چون.........اما اون نمتونست بپذیره............هضکش براش ثقیل بود........چون تا حالا لابد این چیزا رو ندید خوب به عمرش اما واسه من که تو تبعیض بزرگ شدم ............گرچه میتونه تجربه هایی براش باشه واسه ایندش اما نه اینکه ...........داره انگاری خودکشی میکنه........... وقتی یارو بهانه های درپیتی اورده بود واسش طفلک شوکه شده بود........اما من حتی تعجب هم نکردم........چون.......... معمولا خیلی هم خودشیفته اند........البته مسئله نژادی رو نیاید از یاد برد..... عجیبه درست برعکس اون چیزی شد که من فکر میکردم.......فکر میکردم رفتارشون باید احتمالا توام با احترام باشه ......اما.........تا حالا که جز رفتارهای توهین امیز چیز دیگه ایی ازشون ندیدم.......تازه با اون هم بد شدن احتمالا خاطر من......چه غم انگیزه.......... شاید هم من زیادی حساسم.........اما یه چیز دیگه هم هست این ماجرای قافلگیری هی روز به روز بدتر میشه که بهت نمیشه......چرا اینقدر پول موبایلش زیاد میشه؟؟به کی زنگ میزنه این همه؟؟؟ چرا مال من زیاد نمیشه؟؟؟ گاهی یه وفعه ایی ترس برم میداره که نکنه اصلا تا حالانشتاخته باشمش حتی یه ذره؟؟؟نکنه فریب خورده باشم؟؟ نکنه اون روی سکه یه شیطان وحود داشته باشه؟؟؟و هزار تا نکنه و اما و اگر و هزاران سوال بی جواب دبگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگر واقعا این طوری باشه......خداییش من مستحقش نیستم نمیدونم چه گناهی مرتکب شدم که .............. راستش منم بعد از شنیدن اون خبر......... کاری میکنند که ادم دست به کارهایی بزنه که......... تازه داره به من درس میده.......تو اگه بلد بودی میخواستی خودت ...... با این کارهاشون هیچی از پیش نمیره که هیچ تازه بدتر هم میشه..... دیدی اون دفه رو....این هم که فقط ادم متظاهریه فقط ظاهر رو حفظ میکنه اما بعد میاد غر غر شو پیش من میکنه.....اونها که اون موقع نیستن که غر غر هاشو و جرفهای ناراجت کننده ای رو که میزنه به من رو گوش بدن. وقتی هم بگی این طوری گفته. تازه دست بالا بلند میشن که بله خودت خواستی......نمیگن ما چه کار کردیم....همیشه خودشون رو بیگناه جلوه میدن...و بعد هم همه چیز رو گردن من میندازن....این کارها فعلا شاید اصلا فایده نداشته باشه ...همه چیز رو بدتر میکنه...و چندان نتیجه ایی نداره... جالا ایشون هم اومد این وسط چرت و پرت بیشتری بگه...و وضیعت رو بیشتر بهش گند بزنه.... من یکی که همیشه بدجوری مجازات شدم. به شدید شکل ممکنه ! یه جورایی تقریبا نابود میشم. اما بقیه راست راست راه میرن بدون کوچکترین مشکلی..... اخه هیچ کسی منو دوست نداره... ![]()
![]()
![]()
![]()
بدحوری دلم واسه خودم سوخت..................
![]()
![]()
..........
گاهی فکرمیکردم میخواد منو امتجان کنه اما بارها که درموقیت مختلف دیدمش فهمیدم نه.هنوز تو ......... بودیم که با اون یارو رفته بود خونه اش.اون هیج وقت عوص نمیشه .حتی اکر هم بخواد.......مسخره تر اینکه از اونهای دیگه ایراد میگیره................به اینحایی ها............میگه جرا..............من فکرمیکردم مثل بقیه نیستم که بخوام کسی رو تغییر بدم اما مثل اینکه من هم ..............شاید هم ...............اما باز هم همونه...............اگه این یه امتحانه...........اگه من ............جرا من..............از من بدبحتر نبود.............من...............خیلی بدبختم.................جقدر باید سختی بکشم...............واسه چی...............من تو این موارد خیلی حسودم....................یغنی هی من باید بجنگم.............تا کی.............اخرش که چی..................حالا که اولشه وای به بغدش...............حالاکه من جوونم.............همه جورفداکاری هم که واسش کرم...............ابن طوره وای به بعدها که شلوارش............هی میگه تو به من اعتماد نداری.............چه طوری داشته باشم............تو جه میکنی تا اعتماد من. حلب کنی حز اینکه با کارات بدتر نشون میدی که ادم قابل اعتمادی نیستی و هر دفه هم بیشتز ثابتش میکنی....................تا اون موفق دیگه جیزی از من نمونده.............اینقدز پیر و زشت شدم که....................ببین اون موقع چه میکنه................خالا که.................این ها رو به کی بگم به مامانم هم که میگم بدتر میشه...................دندونم شکست...............تازه اول بدبختیه................این از اونهایی که مثل مردهای ایرانی هم میخواد خدا رو داشته باشه هم خرما رو.............از خونه بابام اومدم از صبح تا شب دارم جون میکنم.........کار میکنم.........با همه چیزش میشازم اخرش هم مزد دستم رو این طوری میده.............مردها مو-ودات نمک مشناسی هستن........... فداکاری وعشق جه میدونن چیه...........مخشوشا اگه همه چیز رو مفتی مفتی به دست اورده باشن.................اون منو بی هیج بهایی به دست اوردوخیلی راجت...............خودش هم میگه باورش نمیشده من دوستش داشته باشم...............اخه چرا من............بابایی جرا........جرا من.........تو که دیدی من جقدر بدبختم.................از ختی قبل از..............هز چند وقت یه بار............یه چشمم اشک بوده و.................
دردش میزنه به گوشم............بی چاره مامانم.....................
.....باورش خیلی سخته
...........همه از من بدشون میاد...خیلی ها هم از من متنفرند..
..چشم دیدن منو ندارن.
...حالا این یه نفر ..
...یعنی میشه...........![]()
![]()
| Design By : Night Skin |



