یکی بیاد منو نجات بده.......
من یک موشم
کلی هم مایه گذاشتم.ماشین حساب مغزم رو به کار انداختم .مقراض و متر و خط کش و گونیا و نقاله و پرگار اوردم.تا بهتر نتیجه بگیرم. بعد هم نشستم به حساب و کتاب. به حساب من و بر طبق کنا رهم گذاشتن کلیه شواهد و مدارک مانند: ۱-دیدن این شخص مربوطه در یک پارتی تولد حدود ۳ سال قبل. تولدی که در کنار یک استخر برپا شده بود.و پیسنهاد این فرد به من برای رفتن به داخل اب. در جالی که من خجالت میکشیدم برم تو اب. ۲- گفتن این مورد که من اهل پارتی و این جو چیزها نیستم. توسط من. اما سوال او برای این که از رقص هم خوشت نیماد. ۳- حرف های او درباره مادر و اینکه این حرف ها رو از ارش شنیده بود. که مادر من ادم سخت گیریه. ۴- صحبت تلفنی . و شنیدن این جمله که : دوست و پسر و دختر مال وقتیه که کسی بخواد ازدواج کنه. خوب همه این داده ها نشون میده که این جناب هم مقل بقیه س .فقط کمی رفتار متفاوتی داره .و الا ........ بر خلاف اینکه من فکر مبکردم.شاید این یکی مثل اون یکی باشه.و با بفیه تفاوت داره. شاید هم اصلا این طوری نباشه. ولی واقعا باید بگم که بد جوری منو پیچونده. نمیدونم واقعا ادم پیچیده ایه یا اینکه ا ز زور سادگی پیچیده به نظر میاد. من که هنور این رو نفهمیدم. شاید هم من زیادی بد بینم.
| Design By : Night Skin |

