تبليغاتX
!!!من موش نیستم!!!

!!!من موش نیستم!!!

با همه حس کنجکاوی که نسبت بهش دارم اما باز هم خیلی دوستش دارم.گاهی دوست دارم این حس کاملا از بین بره. انگاری میترسم که بیشتر بدونم .جلاا به عقیده بغضی ها که میگن :عشق داره کورم میکنه.تا واقعیت رو نبینم.

اون دفه رفتارش پشت تلفن خیلی عحیب بود.. البته خیلی هم غیره منتطره.من اون شب چیزی دیدم و حس کردم که اصلا باورم نمیشد.و به نظرم اصلا هم متظاهرانه نیومد.اما یه چیزی  که اصلا از روز اول منو جلب این ادم کرد همین اخلاق عادیش بود.همین که زیاد اهل لفاظی مثل بقیه نیست.

وقتی یه چیزی میگه دیگه همونه.دیگه سعی نداره با لفاظی نظر ادم رو جلب کنه.

اصراری هم نداره که چیزی رو به ادم تحمیل کنه..........

حرف های زائد و زیادی هم نمیزنه.........

شاید همین اخلاقش منو جلب کرده باشه.

به نظر ادم شارلاتانی نیماد.شاید هم برای همین هراز بار زنگ نمیزنه.چون قصد قریب  نداره.

تا جایی میاد جلو که من میام .اگه من نیام اون هم همون جا توقف میکنه.

با همه این حرف ها من عاشفانه دوستش دارم.

+نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت22:12توسط موشک | |

این طرف هم مثل من متولد ما اسفنده.....

اما زن و مرد اسفند خصوصیات متفاوتی با هم دارند.با وجود اشتراک در  ماه..... نقاط تشابه زیادی با هم  ندارن .البته بر طبق طالع بینی.

طالع بینی میگفت مرد متولد ماه اسفند حد واسط نداره یا ادم خوبیه یا بد. نمیدونم این تا چه حدی صحت داره .

درباره زن هم گفته بود که زنان اسفند درزندگی مشترک هرگز علاقه ای به ریاست کردن و حکومت کردن بر همسر خود را ندارند.البته این یکی رو درست گفت  .ولی خوب بقیه چیزها زیاد هم درست نبود.

حالا درباره اون نمیدونم .

اصلا نمیدونم این طالع بینی تا چه حد راسته.نمیدونم ادم باید اعتفاد داشته باشه یا نه؟

توی این دنیا ادمهای زیادی با خصوصیات زیادی وحود داره.ادم ها موجودات پیچیده ای هستند.!!

+نوشته شده در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت19:6توسط موشک | |

این رو شاید قبلا هم گفته باشم.اما باز هم میگم:

بعضی ادمها واقعا خیلی پیچیده اند گاهی هم البته از روز سادگی خیلی پیچیده به نظر میان.

اما این رو یادم رفت بگم که بابا من عاشق این جناب شدم مگه شوخیه.مگه ادم میتونه به راحتی عشقش رو از یاد ببره اخه.من دوستش دارم چه طوری بگم دیگه.

سالها بود که دیگه این کلمه عشق  و دوست داشتن از یادم رفته بود.یه ۶ یا ۷ سالی میشد دیدن ادمهایی که از عشق هاشون حرف میزدن یا کسی رو دوست داشتن .یا فیلم های رمانتیک- شعر ها یا رمان ها یه جورایی حالم رو بهم میرد.گرچه هنوز هم نسبت به این کلمه loveمخصوصا فارسی اون کمی حساسم و زیاد دوست ندارم که این رو به مار ببرم چون خاطرات تلخ رو زنده میکنه.همون کلمه دوست داشتن رو ترجیح میدم.

اما یه چیز دیگه اینکه من فکر میکردم با اون تجربه تلخ قبل من دیگه هیچ وقت دوباره.......نمیشم..اما حالا در کمال تعجب میبینم بعد از سالها  دوباره من .........گرچه خوب بار اول خیلی فرق داره .....

این طرف هم همین طوره......گرچه تازگی به تنایج مهی رسیدم.دارم یه چیزهایی کشف میکنم.دیروز و پریروز یه عالمه حرف داشتم برای گفتم اما حالا همه رو یادم رفته......

اما نه یه چیز دیگه که خیلی مهم بود اینکه:

من کلا اصلا در رابطه های اجتماعی ادم کاملا ناموفقی هستم.هیچ وقت یادم نگرفتم که با ادمها چه طوری برخورد کنم.من به زور تو دنیای تنهایی خودم موندم یعنی به زور نگه داشته شدم.البته خودم هم اماده این بودم.شرایط هم کمک کرد.....به هر حال حالا دیگه وضیعت اسفناکی دیگه......

میدونم خنده داره اما با دفتر شعر فروغ فرخزاد فال گرفتم .دفه اول شعر { وصل } اومد و شاهدش هم شعر {عاشقانه}.دفه دوم شعر {گذران}

شعر {گذران} : تا به کی باید رفت     از دیاری به دیار دیگر

تنوانم جستن   هر زمان عشقی و یاری دیگر   کاش ما ان دو پرستو بودیم   که همه عمر سفر میکردیم از بهاری به بهار دیگر.

من تازگی ها با دیوان همه شاعر ها فال میگیرم.یادمه چند وقت پیش با دفتر شعر سیمین بهبهانی و مریم حیدر زاده ـ شعر های نادر نادر پور-سهراب اخوان ثالث - احمد شاملو - و حتی مشیری و توللی هم فال گرفتم.

دیشب کارم به جایی رسیده بود که حتی با گلستان سعدی و دیوان پروین  اعتصامی هم همین دیشب فال گرفتم.

اگه همین طوری پیش بره شاید با اشعار شکسپیر - گوته !!!.......هم فال.......

+نوشته شده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت22:26توسط موشک | |