|
این بار دیگه واقعا خیلی رفتارش صمیمانه و دوستانه بود.انگار یواش یواش داره یه اتفاقاتی می افته.من هم دارم کم کم بهش میفهمونم که.......
اما میدونم باید صبور باشم. یادمه اون وقت ها یه دوستی میگفت :مردها این طوری هستن که اگه زن یه قدم برو جلو اونها ۱۰ تا قدم میان جلو اگه زن یه قدم بره عقب اونها ۱۰ تا قدم میرن عقب. البته نمیدونم این تا چه حدی درسته؟؟ولی دیدم درباره بعضی ها درست بوده.اما درباره این یکی اصلا این طوری نیست.این یکی همون طوری که اخلاق های دیگه اش با بقیه اقایون تفاوت داره این اخلاقش هم...... وقتی ادم میره جلو نه تنها جلو نمیاد بلکه پس هم میزنه.اما وقتی خودش میاد جلو نباید پس زد و استقبال نکرد.که البته این خیلی سخته.اما خوب چه میشه کرد دیگه.....ادمها با هم متفاوتند. گرچه یه چیز هایی هست که به طور کلی درباره همه صادقه یا عملا باید این طور باشه.اما همیشه خیلی ها هم هستن که ساختار شکنند و با بقیه تفاوت های شگرفی دارن......
برای اون دسته از عزیزانی که هی تو کامنتاشون سوال میکردن که اینجا چه خبره ؟ باید عرض کنم که اینجا همه چیز موجود است:
خوب ما اینجا موش میگیریم - انواع تله موش - مرگ موش - لانه موش افراد رو در صورت تمایل موش میکنیم .به هر اندازه که مایل باشن :موش بزرگ - موش راه اب - موش صحرایی - موش فاضلاب - موش کور - موش درختی پرورش موش - دمب موشی - موش موشک - موش خانگی..... همان طور که قبلا هم ذکر ان رفته ما خودمان هم به طرز فجیعیی موش هستیم.در صورت تمایل به موش کور این امکانات به طور رایگان در اختیار شما عزیزان قرار میگیرید. انواع سفارشات اعم از جزیی و کلی پذیرفته میشد.
دیروز با یه دوست خیلی خوب نشستیم و کلی گریه کردیم. که البته پیشنهادش هم ازهمون دوستم بود. دیروز اون هم زنگ زد هر چند که دیر بود .اما خوب نمیدونست .راست میگفت.اون هم منو دلداری داد.دلم براش تنگ شده بود.دارم یواش یواش میخوام بهش بگم که دوستش دارم.اما یواش یواش که یکهو رو دل نکنه.این هم پیشنهاد دوستم بود......ولی باید بهش بگم هر چند که میترسم .
یه دوستی تو کامنتش درباره این پست پایینی گفته بود که این خواب دیدن ها میتونه باعث بشه که ادم قدر لحظات رو بیشتر بدونه چون ممکنه این بار خواب خودش رو ببینه. اما خوبیش اینکه من از مرگ هراسی ندارم.سالها پیش یه روزگاری از مرگ خیلی میترسیدم.یه دوست داشتم که همیشه میگفت هیچ ترسی از مرگ نداره.من همیشه بهش قبطه میخوردم.تا اینکه یه شب نمیدونم چی شد.اون شب یه احساس خیلی متفاوتی داشتم .حس میکردم شب اخر زندگیمه.و اون شب رو به صبح نمیرسونم.تا صبح خوابم نمیبرد.میترسیدم.نزدیکی های صبح بالاخره خوابم برد.اون روز مدرسه هم نتونستم برم.عصر که بیدار شدم.دیگه از مرگ هراسی نداشتم.اون شب در واقع شب مرگ ترس و واهمه من از مرگ بود.نه شب مرگ خودم.من نمردم اما ترسم مرد و برای همیشه از بین رفت.از اون روز به بعد دیگه هراسی از مردن ندارم.احساس میکنم خیلی ازادم.هیچ دلبستگی به چیزی ندارم.البته به جز پدر و مادرم و اون.فقط دلم برای اونها تنگ میشه. و مخصوصا مادر و پدرم که من تنها فرزندشون هستم اگه من زودتر برم اونها .......فقط نگران اونها هستم. یه شب همین ۳ یا ۴ ماه پیش باز یه خواب عجیب دیگه دیدم دارم.چند نفر نیاز به یه چیزی داشتن من هم بهشون کمک کردم.بعد یکیشون برای تشکر دنبال من اومد من هم یه کیسه ای رو که خیلی بزرگ بود.نشونش دادم.توی کیسه خیلی چیز ها بود یه کیسه بزرگ و شفافی بود.در حال نشون دادن کیسه یکباره ۲ تا بال سفید از پشتم دراومد.من کیسه روبرداشتم و از اون شخص خداحافظی کردم.بعد با خودم گفتم بذار ببینم با این بالها میتونم پرواز کنم و برم خونمون.اخه بالهام کوچولو بودن.میترسیدم تحمل منو نداشته باشن.با یک پرش از زمین بلند شدم و رفتم بالا داشتم بالاتر میرفتم که یک باره مادرم رو دیدم داشت گریه میکرد .من داشتم با چند نفر میرفتم .اما اون انگار راضی نبود.و میگفت اخه چقدر بهت گفتم که......یادم نمیاد چی میگفت فقط همین که چقدر بهت میگم....... خلاصه اینقدر گریه کرد که اون چند نفر دیگه منو با خودشون نبردن.......من هم دلم واسش سوخت برگشتم.و از خواب بیدار شدم....... فکر کنم داشتم میمردم اما ........ولی چه احساس خوبی بود...چقدر خوشحال بودم......و از اینکه داشتم پرواز میکردم به خودم میبالیدم.......
|
About
یکی بود یکی نبود........ Archivesهفته چهارم آبان 1388هفته سوم آبان 1388 هفته سوم مهر 1388 هفته چهارم شهریور 1388 هفته اوّل مرداد 1388 هفته دوم خرداد 1388 هفته اوّل خرداد 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته سوم اردیبهشت 1388 هفته دوم اردیبهشت 1388 هفته دوم فروردین 1388 هفته اوّل فروردین 1388 هفته اوّل اسفند 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته سوم دی 1387 هفته دوم دی 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 هفته اوّل شهریور 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته سوم دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته دوم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته سوم اردیبهشت 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم فروردین 1386 هفته اوّل فروردین 1386 Links
weblog dast dovom |