تبليغاتX
یکی بیاد منو نجات بده.......


یکی بیاد منو نجات بده.......

من یک موشم

هیچ وقت تا حالا با کسی این قدر احساس راحتی نکرده بودم.انگار سالهاست که میشناسمش. ولی من و اون با فرسنگ ها فاصله زمانی و مکانی

این چی رو نشون میده .ذات همه ادمها یکیه.یه ادم این سر دنیا اون یکی اون ور با یه زبان و فرهنگ دیگه اما این قدر اشنا

 

نوشته شده در شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 20:44 توسط موشی| |

از خودم خجالت میکشیدم .چه اشتباهی کرده بودم. هر وقت میدیدمش از شدت شرمندگی فقط سرم رو پائین می انداختم تا نگاهم تو صورتش نیفته. چرا باید این طوری قضاوت میکردم که حالا فقط شرمندگیش واسم بمونه
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت 21:28 توسط موشی| |


Design By : Night Skin