تبليغاتX
یکی بیاد منو نجات بده.......


یکی بیاد منو نجات بده.......

من یک موشم

امروز کلا حالم خوبه .شاید هم نسبتا حالم خوب باشه. نمیدونم خلاصه بدک نیستم. خداکنه تا اخر روز هم خوب بمونه. وقت بعدی افتاده یک ماه دیگه . خیلی خوب شد. چون اصلا حوصله نداشتم زودتر برم.اما هفته اینده یه امتحان دیگه دارم که خیلی مهمه.یه جورایی شایدم هم سرنوشت ساز باشه. تازه جواب این یکی هم که معلوم نیست چی بشه. ولی با وجود این چون امروز خوبم نمیخوام حالم رو با فکر کردن درباره جوابش خراب کنم

اما فردا چی؟فردا روز خوبی نیست. دوست ندارم برم. اما باز دوباره مجبورم.چرا من همش باید کارایی رو بکنم. که دوست ندارم؟ چرا این قدر باید زور واجبار تو خونه ما باشه؟؟؟واسه چی اخه

باید برم خرید یه کادو بگیرم. حالا چی بگیرم؟این هم واسه خودش دردسریه ها.اما مهم نیست چون خوشجالم خیلی اهمیت نداره

نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 19:36 توسط موشی| |

فردا باز دوباره میبنمش. خوب تا حالا که خوب بوده. امروز سعی کرد عکس هاشو برام ایمیل کنه. اما نشد.گفت بعدا .گفتم باشه. ۸۳۶ تا عکس.خیلیهحالا چه کنم با این همه.

دیشب میخواست یه چیزی بگه .اما میگفت خجالت میکشم.اما مثل اینکه پشت تلفن راحت تر حرف میزنه تا رودرو .درست برعکس من

حالا کی میگه خدا میدونه

نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 18:51 توسط موشی| |


Design By : Night Skin