|
از اون روز تا حالا دارم فکر میکنم چه جوابی بدم.مثبت یا منفی . خوب من همیشه از منفی بدم میومده .یادمه تو مدرسه هم سر درس ریاضی همیشه همه منفی ها رو مثبت حساب میکردم. از بس ادم مثبتی بودم
دیگه فایده نداره. خیلی دیر شده . اون دیگه ...........
همون دیگه مسئله درست در همینه........هر وقت سر وکلش پیدا میشه من دستو پامو گم میکنم. تا میام پیدا کنم. .........
همیشه بعد از ظهر ها سر و کله اش پیدا میشه. امروز شنگول بودم.واسه همین گفتم که بذار یه خورده سر کارش بذارم. بازم دستهام یخ کرد نمیدونم چرا هر وقت این یارو این طرفا ظاهر میشه درست مثل جادوگر شهر اوز من این این ریختی میشم. نمیدونم یه خورده ........... نمیدنم چی داشت میگفت که یارو برگشت و به من نگاه کرد. چرا نمیدونم.یعنی داشت از من میگفت؟؟؟شاید هم نه. البته خیلی هم مهم نیست.به جهنم که چی میگفت.
دیوانه که تو دنیا زیاده یکیش هم من. دیوانگی هم که مبحث گسترده ایه.این هم یه جورشه دیگه. این که تعجب نداره. بعد از این همه انتظار حالا هم خوشحالم هم میترسم هم تردید دارم هم......... هم هزار تا هم دیگه دارم که ............. من همیشه پر از (هم های )زیادی بودم و هستم . شاید هم در اینده هم همین طوری بمونم.
راستش انتظارش رو به این زودی نداشتم. یک کم گیجم نمیدونم چه کنم.حالا همه چیز فرق کرده.هی تو دلم میگفتم کاش این حادثه زودتر اتفاق بیفته اما حالا که...... موندم حیرون که چه کنم. باید با یکی حرف بزنم.و الا این طوری ........... یکی نیست بگه تو که این همه وقت منتظر این لحظه بودی حالا چی شده اصلا چه مرگت شده؟؟؟؟؟
کلا معلوم بود که چی میشه.مگه اینها میذارن.هرچی میگی بابا یه ذره مراعات کنید مگه به خرجشون میره.من باید همیشه چوب ندونم کاری های اینها رو بخورم.یکی نیست بگه اون موقع که داشتید گندم می کاشتید می خواستید فکر حالا رو هم بکنید .نمیشه که ادم گندم بکاره اما توقع داشته باشه هندونه برداشت کنه.هرچی کاشت همون رو برداشت میکنه.ولی کو گوش شنوا؟؟پاک همه چیز رو بهم ریختن.تازه داشت همه چیز روبراه میشد.حسابی درهمو برهم شدم.دوباره بهم ریختم.کارام عقب مونده اما کو حواس جمع ! تازه یه چیزی هم از ادم طلب کار هم هستن این دیگه خیلی جالبه.یه چیزی هم دستی باید بهشون بدی.اخه چرا باید این همه زور و اجبار باشه؟ مگه من ادم نیستم! من هم حق دارم نفس بکشم.حالا چی کار کنم؟خالا کی حواب گو میشه؟ هیچکس! این جور مواقع که میشه
|
About
یکی بود یکی نبود........ Archivesهفته دوم آذر 1388هفته اوّل آذر 1388 هفته چهارم آبان 1388 هفته سوم آبان 1388 هفته سوم مهر 1388 هفته چهارم شهریور 1388 هفته اوّل مرداد 1388 هفته دوم خرداد 1388 هفته اوّل خرداد 1388 هفته چهارم اردیبهشت 1388 هفته سوم اردیبهشت 1388 هفته دوم اردیبهشت 1388 هفته دوم فروردین 1388 هفته اوّل فروردین 1388 هفته اوّل اسفند 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته سوم دی 1387 هفته دوم دی 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته سوم آبان 1387 هفته اوّل آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 هفته اوّل شهریور 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته چهارم تیر 1387 هفته سوم تیر 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته اوّل اسفند 1386 هفته چهارم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 هفته سوم دی 1386 هفته چهارم آذر 1386 هفته چهارم آبان 1386 هفته سوم آبان 1386 هفته دوم آبان 1386 هفته اوّل آبان 1386 هفته چهارم مهر 1386 هفته سوم مهر 1386 هفته دوم مهر 1386 هفته اوّل مهر 1386 هفته چهارم شهریور 1386 هفته سوم شهریور 1386 هفته دوم شهریور 1386 هفته اوّل شهریور 1386 هفته چهارم مرداد 1386 هفته سوم مرداد 1386 هفته اوّل مرداد 1386 هفته چهارم تیر 1386 هفته سوم تیر 1386 هفته دوم تیر 1386 هفته چهارم خرداد 1386 هفته سوم خرداد 1386 هفته دوم خرداد 1386 هفته اوّل خرداد 1386 هفته چهارم اردیبهشت 1386 هفته سوم اردیبهشت 1386 هفته دوم اردیبهشت 1386 هفته اوّل اردیبهشت 1386 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم فروردین 1386 هفته اوّل فروردین 1386 Links
weblog dast dovom |