باز هم غمگینم..................دوباره دلم گرفته...........تازه اومد........حوصله اش رو ندارم...........حرفی هم ندارم بزنم.چز دلخوری و ..........چی بگم همون حرفهای همیشگی..........چیزی که عوض نشده .....و نخواهد شد چشمش هم که به اونها افتاده...........حسابی هم که پرش کردن.......با وحود اینکه ...........اما حالا............فردا باز باید برم خر حمالی مثل همیشه.واسه چی !!!!هیچی........این هم بحت و اقبال ما.............
نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت
7:9 توسط موشی| |