تبليغاتX
یکی بیاد منو نجات بده....... - یک پست متعب..............


یکی بیاد منو نجات بده.......

من یک موشم

عجب داستانیه............عجب حرفهایی میزنه ...............میگه من که اصلا مامان و بابام رو نمیبینم .در جالی که هر روز اونجاست.......................خیلی مسخره است که این همه اتفاق دور رو بر ادم میفته اما ادم ازش با خبر نمیشه. ادمخها کلی با هم رابطه دارن.اما .....................حالا این موضوع از یه جهت هایی خوبه اما از یه جهت هایی هم خوب نیست چون.............ب زندگی خصوصی من مربوط میشه.و مسلما این اصلا حالب نیست که به  خاطر این مسایل زندگی خصوصی من یه مخاطره بیفته........این خیلی غم انگیزه..............واقعیتش اینکه من هر کاری هم که میکنم پدر و مادرش رو اصلا دوست ندارم.مخصوصا پدرش رو . ادم خیلی اب زیر کاهیه..........کلا ادم دو رو دورنگیه..............این هم ادم مرموزیه گاهی با ادنها میره اما هیچی نمیگه..........بعدها ادم از دیگران خبر دار میشه...........که اونجا چه خبره.............
نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 2:52 توسط موشی| |


Design By : Night Skin